تبليغاتX
****************


tkbleak.com

عاشق بی صدا



عاشق بی صدا

پیغام مدیر

به چشمان مهربان تو مینویسم حکایت بی انتهای عشق را تا بدانی که محبت وعشق را در چشمان تو آموختم و آغاز کردم به پاکی چشمانت قسم که تا ابد دوستت دارم...!

مطالب پیشین










لوگوی سایت
لينك به ما


" size="8" class="mailinput">


لوگوی دوستان






لينك های روزانه


تا اطلاع ثانوی عاشقی تعطیله دیگه

دیگه دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي آفتاب ميشه همه چيز يادشون ميره از بچگی  عشق رو واسم  اینجوری معنی کردن :
عشق لالایی بارون تو شباست /
 نم نم بارون پشت شیشه هاست /
 لحظه ی شبنم و برگ گل یاس /
 لحظه ی رهایی پرنده هاست / لحظه ی عزیز با تو بودنه /
یعنی همه دارو ندار  من بسته به تو  سکوتم: صدای تو / هوایم :حر نفسات/ دلتنگیم:برای تو/ تنهایم به یاد تو /زندگیم فدای تو پس   شیزینی لبخندت , زیبای نگاهت , گرمای دستات , لحظه های ابری بودن دل قشنگت ....
فقط برای من  و تنها بامن نه درد و دلات مال دوستان .خندهات مال رهگذران. نگاهت مال بیگانگان عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... پس تا اطلاع ثانوی عشقمو زندونی میکنم پشت هزارتا پنجره نگاهمو پس میگیرم جمله دوستت دارم رو کنج دلم  دار میزنم
            

 

ناز و نیاز                                                   

عاشق و معشوق                               

             هست و نیست                              

                           همه اینها به کنار فقط :                           

                                              تو    ماه من 

                       

امشب دلتنگم و عجيب آنکه دلتنگي امشبم رنگ و بويي ديگر دارد ...

گويي امشب هزاران برابر بيشتر از مجنون ، عاشق ليلي دلت هستم ...

مجنوني که در بيابان خاطرات کوتاهي که با تو داشته حيران و سرگردان

به دنبال ردپايي از تو مي گردد . و تو مي آيي

بي آنکه با ناز آمدنت ليلايي از تبار مجنونت را در انتظار آمدن بي تاب کني ...

نازنينم ، هيچ مي داني اکنون که برايت مي نويسم

همه وجودم در تمناي ديدارت مي سوزد

هيچ مي داني براي اينکه دوباره بتوانم قامتم را در آينه چشمانت به تصوير بکشانم

ثانیه ها را یکی یک می شمارم

ماه من . . .

يه کبوتر هميشه بايد عشق پرواز داشته باشه و گرنه اسير مي شه...
يه قناري بايد به خوش آوازيش ايمان داشته باشه و گرنه ساکت مي شه...
يه لب هميشه بايد توش خنده باشه و گرنه زود پير مي شه...
يه دفتر نقاشي بايد خط خطي باشه و گرنه با کاغذ سفيد فرقي نداره...
يه جاده بايد انتها داشته باشه و گرنه مثل يه کلاف سر در گمه...
يه قلب پاک بايد به يه نفر ايمان داشته باشه و گرنه فاسد مي شه...
يه چشم اشک آلود..يه دل غم آلود...يه کبوتر عاشق...
يه قناري خوش آواز...يه لب خندون...يه جاده با انتها...
يه دفتر نقاشي...يه ديوار استوار...يه قلب پاک و...
اينا همه يه جايي معني داره جاييکه:
چشماي اشک آلودت رو من پاک کنم... دل غم آلودت رو من شاد کنم...
شنونده ي آواز قشنگت من باشم... لباي کوچيکت و من خندون کنم...
نقاش دفتر خاطراتت من باشم... پاکي قلبت رو با عشقم معني کنم..
از اينکه بهم تکيه ميکني احساس مسئوليتم بيشتر ميشه...!!
چند وقته احساس مي کنم بزرگ شدم...
چون يه حس دروني بهم ميگه ديگه مال خودم نيستم

                        تقدیم به تنها صدف دریای دلم

 

توباشي
دلم خواهد همه سوزم تو باشي
وفا دارم شب و روزم تــــو باشي
دلم خواهد اگر ياري گزينــم
كه با او دل به دل دوزم تو باشي

 

 
من روز خویش را با افتاب روی تو
کز مشرق خیال دمیده است اغاز می کنم
من با تو می نویسم و می خوانم
من با تو راه می روم و حرف می زنم
:وز شوق این محال
...که دستم به دست توست
!!!من جای راه رفتن پرواز می کنم
ان لحظه ها که مات
در انزوای خویش یا در میان جمع
خاموش می نشینم: موسیقی نگاه تو را گوش می کنم
گاهی میان مردم ...در ازدحام شهر
غیر از تو هر چه هست ,فراموش می کنم
:گویند این و ان به هم - اهسته
!!!!هان و هان"-
!!!دیوانه را ببینید
!!بیخود چو کودکان لبخند می زند
"با خود چگونه گرم سخن گفتن است؟؟؟
اه...من دور از این ملامت بیگاه -
همچنان سرمست
در فضای پریخانه های راز
شاد از شکوه طالع و بخت موافقم
:اخر چگونه بانگ برارم که
!!!!عاقلان-
...دیوانه نیستم
!!!!به خدا سخت عاشقم
مگر میشود با یاد تو ننویسم
مگر میشود بی توبه اوج رسید
مگر میشود بی تو جوانه زد
مگر میشود تورا داشت و انکار کرد
مگرمیشود بی تو تا بستر خیال دوید
مگر میشود در میان خاطرات خمیازه کشید
مگر میشود
عمر من آرام بیا تا شهر آرزوها
بار دگر
مهربانیهایت را بر من ببار
به دستان سردم به رخوت تنم ببار
تا شهر آرزوها فاصله ای نیست
آرام بیا 
 
 
 كمكم كن راهروي خوبي باشم.نه آهسته ،درست در كنار تو.

         كمكم كن پرنده خوبي باشم.نه بالا پرواز كنم ،نه پايين، 

   درست دركنار تو.

               كمكم كن ياد بگيرم چطور به چشمانت نگاه كنم

        كه نه اشك هاي مرا ببيني ونه عشق درون چشم هايم را.

              كمكم كن چطور به رويا فرو بروم،

        نه واقعي،نه دروغ ،درست در رويا.

             كمكم كن چطور قايقران خوبي باشم،

        نه راست بروم،نه به چپ،درست به طرف هدفم

           كمكم كن يك دوست واقعي باشم ،درست مثل تو....

            

یک نصیحت:مواظب خودت باش

یک خواهش:اصلا عوض نشو

یک آرزو:فراموشم نکن

یک دروغ:تو را دوست ندارم

یک حقیقت:دلم برات تنگ شده

یک اعتراف:عاشقتم

       برای.... اونی که دوستش دارم

  دلم تنگ شد اگرکه روزی برایت
  برای نگاهت، سکوتت، صدایت
  ببندم دوچشم و ترا باز بینم
  که باشد خیالم، همیشه سرایت

  دلت تنگ شد اگرکه روزی برایم
   برای غم و شادی و قصه‌هایم
    به‌دنبال این خط، بیا تا ببینی
   لب ساحلی، آخرین رد پایم

چه زيباست بخاطر تو زيستن و
براي تو ماندن و
براي تو سوختن

چه تلخ وغم انگيزست
 
دور از تو بودن
براي تو گريستن و
به عشق ودنيا تو نرسيدن

 اي کاش ميدانستي
بدون تو و
به دور از دستهاي مهربان و
قلب حساست
                          
 زندگي
 چه ناشکيباست

 

من به غير از تــــو نخواهم ،
چه بداني ،
چه نداني
از درت روي نتــــــــابم ،
چه بخواني ،
چه براني
دل من ميل تـــــــو دارد ،
چه بجوئي چه نجوئي
ديده ام جـاي تــــو باشد ،
چه بـماني ،
چه نـماني
مـن کـه بيمار تـــــو هستم ،
چه بپرسي
چه نپرسي
جان به راه تـــــــو سپارم ،
چه بداني ،
چه نداني
ميتواني به همه عـمردلم را بفريبي ،
ور بکوشي ز دل من بگريزي ،
نتواني دل من سوي تــــــو آيد ،
بزني
يا بپذيري
بوســــه ات جان بفزايـد ،
بدهي
يـا بستاني
جاني از بهر تـو دارم ،
چه بخواهي
چه نخواهي
شعرم آهنگ تــو دارد ،
چه بخواني
چه نخواهي


حقيقت دارد
تو را دوست دارم
در اين باران
مي خواستم تو
در انتهاي خيابان نشسته باشي
من عبور كنم
سلام كنم
لبخند تو را در باران 
مي خواستم
مي خواهم
تمام لغاتي را كه مي دانم
برای تو به دريا بريزم

دوباره متولد شوم 
دنيا را ببينم
رنگ كاج را ندانم
نامم را فراموش كنم
دوباره در آينه نگاه كنم
ندانم پيراهن دارم
كلمات ديروز را
امروز نگويم
خانه را براي تو آماده كنم
براي تو يك چمدان بخرم 
تو معني سفر را از من بپرسي
لغات تازه را از دريا صيد كنم
لغات را شستشو دهم
آنقدر بميرم
تا زنده شوم
...

وبگویم دوستت دارم

 

دلم واست شور ميزنه اين دلو بي خبر نذار


تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار

 
فكر نكني از راه دور دارم سفارش ميكنم


به جونه تو فقط دارم يه قدري خواهش ميكنم


اگه بخوام برات بگم شايد بشه صد تا كتاب


كه هر صفحش قصه چند تا درده و چند تا عذاب

 
ميگم شبا ستاره ها تا ميتونن دعات كنن


نورشونو بدرقه پاكي خنده هات كنن


يه شب تو پاييز كه غمت سر به سره دل ميزاره

 
من همون كسيم كه بيشتر از همه دوستت داره

بگذار سر به سینه من تا که بشنوی آهنگ اشتیاق دلی دردمند

 را شاید که بیش از این نپسندی به کارعشق آزار این رمیده سردر کمند را

 بگذار سر به سینه من تا بگویمت اندوه چیست عشق کدام است

 غم کجاست بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان عمریست

در هوای تو از آشیان جداست بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح

  بگذار تا بنوشمت ای چشمه شراب بیمار خنده های توام

 بیشتر بخند خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب دلتنگم آنچنانکه

 اگر بینمت به کام خواهم که جاودانه بنالم به دامنت

شاید که جاودانه بمانی کنار م

اگر خدا بودم تو را خلق می کردم تا بدانی که

دوستت دارم

 

امشب گـريه مي كنم بـراي تو بـراي خودم بـراي تموم اونهايـي كه

 خواستن گريه كنن و نتونستن براي تموم اون چيزي

كه خواستي و نبودم و خواستمو بودي امشب گريه مي كنم به وسعت دريابه وسعت بيشه به

 وسعت دل عاشق براي

تو و به پاس احتـرام به تمام تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم وهنوزم شكست نخوردم

 

ديشب خواستم واسه دل خودم فال بگيرم وقتي فالنامه رو باز کردم

چشمم به شعري افتاد که هيچ ربطي به دل من نداشت

تازه فهميدم که دلم مال خودم نيست

 

 

آموخت که چگونه گريه کنم امّا گريه به من نياموخت که چگونه زندگي کنم

تو نيز به من آموختي که چگونه دوستت بدارم

امّا به من نياموختي که چگونه فراموشت کنم

 

 

            ****************************************************************

 

چشمانت را براي زندگي مي خواهم

اسمت را براي دلخوشي مي خواهم

دلت را براي عاشقي مي خواهم

صدايت را براي شادابي ميشنوم

دستت را براي نوازش

و پايت را براي همراهي ميخواهم

خودت را براي پرستش مي خواهم

 

 

         ********************************************************************

 

قفـــلش کـــردم تا هميشه مال من باشه ولي نمي دونستم يـــــــه روز براي پـــــس گرفتــنــــش ميــــــاي و قلــــب مـــــنـــو مـــــــــي شـــــکني. تو را به دادگاه خواهند کشيد شايد به حبس ابد محکوم شوي جزييات جنايتت معلوم نيست اما اثر انگشتت روي قلبي شکسته يافته اند

ولی قلب تو همیشه مال خودمه پسم نمی دم پس هیچ وقت به فکر پس گرفتنش نباش دیونم نشو دیونهههههههههههههههه

 




| + | نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 10:37 | نوشته شده توسط پیمان


                                          باور کن...
           منتظرت خواهم ماند
 
 

نگاه مرا باور كن


دستان مرا باور كن


احساس مرا باور كن


قلب مرا باور كن


حرف مرا باور كن

آري

اظطراب در نگاه من از شور عشق توست


لرزش دستانم از انتظار ديدار توست


احساس گرمم از حرارت نگاه توست


تپش قلبم از به ياد آوردن خاطرات توست....

و حرف من اين است :


" آري....هنوز هم دوستت دارم...."

تقديم به کسي که نبودنش کابوس است




| + | نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 21:22 | نوشته شده توسط پیمان


از من پرسيد : برای چه زنده ای و زندگی می کنی ؟

در دل گفتم : برای تو

در پاسخ گفتم : برای هيچ

من از او پرسيدم : برای چه زنده ای و زندگی می کنی ؟

گفت : برای او که برای هيچ زنده است!!!




| + | نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 18:46 | نوشته شده توسط پیمان


یادت به هم می گفتی سر تو بزار رو شونم

دیگه کس نفهمه راز دل دیونم

 تو گفتی برات می مونم

چی شد؟ نازنینم

می خوای بری و من غرق خونم

یادته به هم می گفتی نگاه نکن به مهتاب

من نمی خوام ببینه سیاهی اون چشات

تو نیستی و ببینی که دستام سرد سرد

تو نیستیو ببینی که خنده ..

.... خیلی دوستت دارم .....

 




| + | نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 18:44 | نوشته شده توسط پیمان


اگه میخای جواب نوشته ی که برام نوشتی بدونی این متنو بخون

هر شب در روياهايم تو را مي بينم و حس مي كنم
اينگونه است كه درميابم تو هنوز وجود داري
و از دوردست ها به رويايم پا ميگذاري
تا به من نشان دهي كه هنوز با مني
دور يا نزديك هر جا كه هستي مهم نيست
حس مي كنم قلبم همواره به تو عشق خواهد ورزيد
تو يك بار ديگر در را مي گشايي و ميهمان قلبم ميگردي
و قلبم همواره به تو عشق خواهد ورزيد
عشق تنها مي تواند يك بار تو را بنوازد
و تا ابد باقي بماند و تا پايان عمر تو را رها نكند
عشق آن زماني بوجود آمد كه من به تو عشق ورزيدم
آن لحظه راستيني كه در آغوشت گرفتم
لحظه اي كه همواره در زندگي ام جاودان خواهد ماند
آن زمان كه در كنارم هستي از هيچ چيز نمي هراسم
و مي دانم كه قلبم همواره به تو عشق خواهد ورزيد
ما تا ابد اينگونه خواهيم ماند و در قلبم تو را حفظ خواهم كرد
و قلبم آري قلبم همواره به تو عشق خواهد ورزيد

 




| + | نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 18:7 | نوشته شده توسط پیمان


سکوت و نگاه را با هم
یکی میکنم
فریادی میشود بی صدا
می شنوی
فریاد بی صدا را
فریادی که با تمام سکوتش
فقط یک چیز می گوید
دوستت دارم
دوستم داشته باش




| + | نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 12:17 | نوشته شده توسط پیمان


با عطش سالها

با همه ی بی سرو سامانی ام

باز به دنبال پریشانی ام

طاقت فرسودگی ام هیچ نیست

در پی ویران شدنی آنی ام

آمده ام بلکه نگاهم کنی

عاشق آن لحظه طوفانی ام

دلخوش گرمای کسی نیستم

آمده ام تا تو بسوزانی ام

آمده ام با عطش سالها

تا تو کمی عشق بنو شانی ام

ماهی برگشته ز دریا شدم

تا که بگیری و بمیرانی ام

خوبترین حادثه می دانمت

خوبترین حادثه می دانی ام؟؟

حرف بزن ابر مرا باز کن

دیر زمانی است که بارانی ام

حرف بزن ،حرف بزن سالهاست

تشنه یک صحبت طولانی ام

ها ... به کجا می کشی ام ،خوب من

نکشانی به پشیمانی ام

 




| + | نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 19:10 | نوشته شده توسط پیمان


خدایا!
از عشق این روزهایمان چیزی کنار بگذار برای روزی که

 فراموشمان شد که عاشق بودیم چیزی به اندازه یک مشت

خاطره،یک لبخند،یک نگاه مهرآمیز تا دوباره وجودمان را در

   زلالیش بشوئیم واز نو بیاموزیم.
 
 
اگرخیال داری دوستم بداری هم اینک دوستم بدار پیش از آنکه

بمیرم
چون آن وقت هرگز صدایت به گوشم نخواهد رسید اگر حالا

بدانم
می توانم با صدای بلند فریاد بزنم و نیم اجازه ای از سهراب بگیرم و بگویم:

تا تو هستی زندگی باید کرد




| + | نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 11:28 | نوشته شده توسط پیمان


نمی دانم

امشب نمی دانم
چرااین چنین گنگ و مبهوتم
نمی دانم در این خلوت
چرا بیهوده سردر گریبانم
نمی دانم که آیا فرصتی دارم
برای زندگی کردن
برای عشق ورزیدن
مجالی یا فرصتی دارم
که بار دیگر تورا در آغوش بفشارم
از لبت دزدانه بوسه بر گیرم
وبا چشمان زیبایت
که زیبایی هفت آسمان در آن نهفته
دوباره رازدل را باز گویم
سخنها باز گویم از دل شوریده ام
از دل سرگشته وپریشانم
نمی دانم نمی دانم نمی دانم

                                                                   

       




| + | نوشته شده در شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 11:19 | نوشته شده توسط پیمان


     

انتخاب من

 

اي علت قشنگي رويا و خواب من


 تنها دليل گل شدن اضطراب من 


 اي راه حل ساده ي جبران تشنگي


 فواره ي نگاه قشنگ تو آب من 


 رفتي چه قدر ساده دل آسمان شكست 


 در عكس مهربان تو در كنج قاب من 


 باران چه قدر حرف تو را گوش مي كند 


 مي بارد آن قدر كه نيايي به خواب من

 
 گرچه نگاه عاشق تو هيچ كم نكرد 


 از اوج دل ندادن تو يا عذاب من 


 اما دل شكسته ي من باز هم نوشت  


 
صد آفرين به چشم تو و انتخاب من

 




| + | نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 13:27 | نوشته شده توسط پیمان


           

 

 به نام آن که قلب را برای تپیدن عشق آفرید.

 

خواستم هديه اي برايت بفرستم 

 

 گل گفت مرا بفرست با عطر خود او را شاد سازم گفتم او خودش گل

 

است. 

 

خار گفت مرا بفرست تا به چشم دشمنانش فرو روم گفتم او آنقدر مهربان

 

است كه دشمن ندارد

 

 بلبل گفت مرا بفرست تا با آوازم او را شاد سازم گفتم نه او خوش

 

صداست .

 

 ناگهان صداي قلبم به گوشم رسيد صداي تاپ تاپ قلبم بود كه مي گفت

 

مرا بفرست تا دوستش بدارم

 

پس خالصانه به تو تقديم مي كنم

 




| + | نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 12:58 | نوشته شده توسط پیمان


با من که تنها عاشق چشمای مست و نازتم
با من که هر جا که باشم عشق تو رو داد میزنم
با من که توی آسمون عکس چشاتو میکشم
با من که از پشت نگات طلوع خورشید میبینم
با من که در فراغ تو قاب چشام ابری میشه
با من که لحظه وداع غم توی قلبم میشینه
با من که بین آدما فقط تو رو جار میزنم
با من که تا نفس دارم ز عشق تو دم میزنم
با من که جای خوبیهات قلبمو هدیه میکنم
با من که از خود خدا قول رسیدن میگیرم
با من که تنها همدمم آغوش عکسای توئه
با من که بهترین دمم لحظه گریه کردنه
با من که جای خنده هات بوسه به لبهات میزنم
با من که اسم نازتو روی دلم حک میکنم
با من که نذر هر شبم فال چشای مستته
با من که شعر عاشقیم اسم تو رو داد زدنه
با من بمون عروسکم با من بمون ترانه ام




| + | نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 12:25 | نوشته شده توسط پیمان


!زيبا
انقدر برايت در زمين ستاره كاشته ام
كه ابرها هم رو سفيد شده اند
چشمهاي بارانيم پر از دلواپسي است
دلم تنگ است
حواسم پرت
تو باز هم ميگويي حوصله كن
انقدر برايم نوشته اي
حوصله كن نازك من
كه ديگر باورم شده
دوستم داري




| + | نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 13:14 | نوشته شده توسط پیمان


یک شبی آمد ماه می لغزید

 در دلم غوغا بود گرچه دل می ترسید

 آمدی شب از دلم رخت خود را بست

 جای آن یک خورشید" عشق زیبایت" نشست

 شعر یعنی عشق یعنی بودنت

 عشق یعنی آن نگاهت..غصه یعنی رفتنت

 شعرهایم با تو رفت و با تو آمد

 خنده هایم با تو رفت و با تو آمد

 وقتی که تو هستی آسمان هم آبیست

 دستهای سرد و بیجانم آفتابیست

 وقتی که تو هستی آسمان رنگ صدفهاست

 چشمهایم خسته اند اما

 "زندگی زیباست"




| + | نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 11:49 | نوشته شده توسط پیمان


 

ناز
 او ز من رنجيده است
 
آن دو چشم نكته بين و نكته گير
 
در من آخر نكته اي بد ديده است
 
من چه مي دانم كه او
 
با چه مقياسي مرا سنجيده است؟
 
من همان هستم كه بودم ، شايد او
 
چون مرا ديوانه خود ديده است
 
بيوفائي مي كند تا بلكه من
 
دور از ديدار او عاقل شوم
 
او نمي داند كه من
 
دوست مي دارم جنون عشق را
 
من نمي خواهم كه حتي لحظه اي
 
لحظه اي از ياد او غافل شوم

 




| + | نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 11:5 | نوشته شده توسط پیمان


 

 

        چشمات

اگه چشمات نبودن، دنیا این رنگی نبود
رو لب پرنده ها،دیگه آهنگی نبود
اگه چشمات نبودن،آسمون آبی نبود
ُگلای یاس ِ سفید، توی ِ هیچ خوابی نبود
اگه چشمات نبودن، شب ِ مهتابی نبود
پشت ِِ اَبرای ِ دلم دیگه آفتابی نبود
اگه چشمات نبودن، کی واسم گریه می کرد
دل ِ من وقتی شکست، به کجا تکیه می کرد
اگه چشمات نبودن،کی با من سفر می کرد
واسه جشن ِ ماهیا کی ماهُ خبر می کرد
اگه چشمات نبودن، کی ُگلا رو آب می داد
واسه گنجشک دلم کی یه جای ِ خواب می داد
حالا چشمات با َمَنن که هنوز نفس دارم
جُرأت پر کشیدن از توی ِ قفس دارم
دیگه چشماتُ نگیر،که من آزُرِده ِبشم
ِمث ِ ُگل تو فصل یخ،زردُ پژمرده بشم
تا که چشماتُ دارم شعرای تازه میگم
همش از پنجره ای،که به روم بازه می گم

 




| + | نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 12:5 | نوشته شده توسط پیمان


 

بوی نگار
 
آن ناله ها که از غم دلدار می کشم
 
آهی است کز درون شرر بار می کشم
   
 
با یار دلفریب بگو: پرده بر گشا
 
کز هجر روی ماه تو، آزار می کشم
   
 
منصور را گذار که فریاد او بدوست
 
در جمع گلرخان به سرِ دار می کشم
   
 
ساقی بریز باده به جامم که هجر یار
 
باری است بس گران به سر بار می کشم
   
 
گفتی که دوست باز کند، در به روی دوست
 
این حسرتی است تازه که بسیار می کشم
   
 
کوچک مگیر کلبه ی پیر مغان که من
 
بوی نگار زان در و دیوار می کشم
   
 
سالک! در این سلوک بدنبال کیستی؟
 
من یار را به کوچه و بازار می کشم




| + | نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 12:38 | نوشته شده توسط پیمان


به نام خدایی که اشک را آفرید تا سرزمین عشق آتش نگیرد
سلام راباید از انتهای قلبهای عاشق گرفت و من در جستجوی سلام به تمامی قلبها سرک کشیدم

ولی نشانی از عشق نیافتم تا اینکه به قلب رسیده ام متوسل گشتم پس میگویم سلام.

وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد

انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد

تا وقتی که در وا می شه لحظه ی دیدن می رسه

هر چی که جادست رو زمین به سینه ی من می رسه

ای که تویی همه کسم بی تو می گیره نفسم

اگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم

وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم ؟

گلهای خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنم ؟

دست کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه ؟

مگه تن من می تونه بدون تو زنده باشه؟

ای که تویی همه کسم بی تو می گیره نفسم

اگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام می رسم

عزیز ترین سوغاتیه غبار پیراهن تو

عمر دوباره ی منه دیدن و بوییدن تو

نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس می خوام

عمر دوباره ی منی تو رو واسه نفس می خوام

             




| + | نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 11:16 | نوشته شده توسط پیمان


 

 

 

 

                خدایا !عاشقان رابه دردعشق آشناکن

 خودت گفتی که درقلب شکسته خانه داری                   دلم جاناشکسته به عهدخودوفاکن

حالمان بد نيست غم کم مي خوريم        کم نه! هر روزکم کم مي خوريم

 

آب مي خواهم، سرابم مي دهند          عشق مي ورزم عذابم مي دهند

خود نميدانم کجا رفتم به خواب              از چه بيدارم نکردي آفتاب؟؟

خنجري بر قلب بيمارم زدند                   بي گناهي بودم و دارم زدند

دشنه اي نامرد بر پشتم نشست              از غم نامردمي پشتم شکست

سنگ را بستند و سگ آزاد شد             يک شبه بيداد آمد داد شد

عشق آخر تيشه زد بر ريشه ام             تيشه زد بر ريشه ي انديشه ام

عشق اگر اينست مرتد مي شوم           خوب اگر اينست من بد مي شوم

بس کن دل نابساماني بس است          کافرم ديگر مسلماني بس است

 

         حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت 

  ما زياران چشم ياري داشتيم            خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم


 




| + | نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 12:25 | نوشته شده توسط پیمان


زندگی با تو .....

زندگی با زندگی با تو يعنی ابتدایِ رويش يک گل.

با آمدنت فضایِ دلم را آذين کرده ای، روزها پر از شقايقم و شبها با بویِ تو گل هایِ شب بو را به خاطر می آورم.

تو از نسلِ کدامين ايلی که هنوز ردّپایِ اقوامت بر رویِ پيشانيت به يادگار مانده است؟

به کدام سو به سجده نشينم تا تو را با بلند ترين فرياد در تکبيرۀ الاحرامِ نگاهم به آسمان بپاشم؟

تکيه گاهم باش و دستانم را در دستانت گره بزن تا عشق را از چشمانِ بارانی ات بچينم .

ميخواهم مثلِ آدم ميوه ممنوعه من لبانِ تو باشد. تا هنگامِ چيدن در آتشِ عشقت گــُر بگيرم و آرام آرام از چشمانت ببارم و

                                  برایِ

                                           هميشه

                                                   ابدی

                                                               شوم.

تقدیم به چشمانتs 

(عاشق بی صدا)

 

 

 

                 بنام یگانه عاشق بی مثال هستی           

     امشب دردی به سینه بیقرارم می کوبد دردی شبیه « عشق »
 
     دردی که سایه نوازشگر نگاهت و لحن لطیف وملایم کلامت
 
     را جستجو میکند . کاش میدانستی که چقدردلم دلتنگ توست
 
     اما لبهایم خاموشند و چشمانم خیره به دور ها به جنگ انتظار
 
     رفته اند . ایــــکاش غوغای درونم را دراین هیاهوی سکوت
 
     میشنیدی و تلاطم مواج دلم را در ارامش چهره ام می یافتی
 
     تا من همیشه آرام و بی پروا به تمــاشــایت بنشینم و با دیدن
 
     غنچه لبخندي که از ميان لبهايت ميشکفد ارامش را سلطــــان
 
     مقتدر دلم نمايم .
 
      آخر اين سينه سوز درد ِ نهان را بعد از تو چگونه فرامـوش
 
      کنم . مني که با اميد مهر تو پيوسته زيستم . الهي بي تو من 
      مباد .
 
 



| + | نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 13:14 | نوشته شده توسط پیمان


 

مطرب عشق
به نام خداوند عشق
خداوندا من چيزی دز اين دنيا پوچ و سياه دارم که شما در اون بارگاه عظيم و پاکت نداری٬من چيری دارم و خواهم داشت که شما نداريد و نخواهيد داشت
من عشق به همتای خود دارم ولی شما همتايی نداريد که عشقی به او داشته باشيد
خداوندا قسمت میدم که هيچگاه اجازه ندهيد که قسمم را بشکنم و عهدمو فراموش کنم٬قسمت ميدم که هميشه مرا عاشقش نگاه داری
قسمت ميدم که ديگر مرا در فراق دوریش نسوزانی
قسمت ميدم که طلسم نفرين شده عشق را برای هميشه باطل کنيم و هر عشقی را برای عاشقش هميشه زنده نگه داري و کلمه جدایی رابرای هيشه از روی ذهنها پاک کنی
به اميد روزی که هيچ عاشقی طمع جدايی معشوقش را نکشه آمين


 

به نام یگانه خالق زیباییها

مرو ای دوست ز من امشب که تنها امشبم
تنها
نخواهی دید ازین پس تو من دیوانه ی رسوا
حدیث آرزومندی به من برخوان که جز امشب
ازین پس من نخواهم دید چنین خواب و چنین
رویا
ز من پنهان مکن رویت که ترسم عاقبت هجرت
چنانم دور خواهد داشت چو مجنون در غم
لیلا
فتادست شور و غوغایی به افلاک در غم
مهتاب
نقاب از چهره ات افکن هویدا کن دمی آن
ماه
وجودم از وجود تست, ای یار دلارامم
نه هستم من, نه بودم من, تویی پنهان, تویی
پیدا




| + | نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 17:37 | نوشته شده توسط پیمان


هنگامي که خواستم زندگي کنم راهم را بستند

 هنگامي که گريستم گفتند کودکانه است

 هنگامي که به سکوت روي آوردم گفتند عاشق است

 هنگامي که به عشق روي آوردم گفتند گناه است

 حال نمي دانم چه کنم اگر عاشق شدن بر من گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است

 




| + | نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 19:43 | نوشته شده توسط پیمان


 

                       

جلسه محاكمه عشق بود
و قاضي عقل
و عشق محكوم به تبعيد به دورترين نقطه مغز شده بود
يعني فراموشي
قلب تقاضاي عفو عشق را داشت
ولي همه اعضا با او مخالف بودند
قلب شروع كرد به طرفداري از عشق
آهاي چشم مگر تو نبودي كه هر روز آرزوي ديدن اونو داشتي
اي گوش مگر تو نبودي كه در آرزوي شنيدن صدايش بودي
و شما پاها كه هميشه آماده رفتن به سويش بوديد
حالا چرا اينچنين با او مخالفيد؟
همه اعضا روي برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند
تنها عقل و قلب در جلسه مادند
عقل گفت :ديدي قلب همه از عشق بيزارند
ولي من متحيرم كه با وجودي كه عشق بيشتر از همه تو را آزرده
چرا هنوز از او حمايت ميكني !؟
قلب ناليد:كه من بدون وجود عشق ديگر نخواهم بود
و تنها تكه گوشتي هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند
و فقط با عشق ميتوانم يك قلب واقعي باشم
پس من هميشه از او حمايت خواهم كرد حتي اگر نابود شوم

   عشق چیست؟

می گفت عا شقم ، دوستش دارم و بدون او هيچم و برای او زنده هستم...
او رفت و تنها ماند ....
زندگی کرد و معشوق را فراموش کرد...
از او پرسیدم از عشق چه می دانی ؟ برایم از عشق بگو....
گفت:عشق اتفاق است بايد بشينی تا بیفتد!!!
گفت:عشق آسو دگيست ,خيال است...خيالی خوش...
گفت:ماندن است ....فرو رفتن در خود است....
گفت:خواستن و گرفتن و برای خود کردن است....
گفت: عشق ساده ست ، همين جاست دم دست و دنيا پر شده از عشقهای زود....
گفت: عشق دروغی بیش نیست....


*********************************

گفتم: تو عاشق نبودی و نیستی........
گفتم:عشق یک ماجراست ، ماجرایی که باید آن را بسازی....
گفتم:عشق درد است ...
گفتم:عشق رفتن است عبور است ، نبودن است...
گفتم: عشق تضاد است....
گفتم:عشق جستجوست ، نرسیدن است...... نداشتن و بخشیدن است....
گفتم:عشق آغاز است , دیر است و سخت است....
گفتم:عشق زندگیست ولی از یه نوع دیگه.....


**********************************
به فکر فرو رفت و گفت عاشق نبوده ام ...
گفتم عشق راز است ....
راز بین من و توست و بر ملا نمی شود ....
هیچ وقت پایان نمی یابد . مگر به مرگ.....
آهی سردی کشید....
دیگه هیچی نگفت....
سرشو انداخت پائین و آروم از پیشم رفت.....
**
 
                               



| + | نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 12:51 | نوشته شده توسط پیمان


قلب
به خورشید گفتم  گرمی ات را به من بده تا به توهدیه بدهم، گفت: دستانش گرمی مرا دارند.
به آسمان گفتم : پاکی ات را به من بده، گفت: چشمانش پاکی مرا دارند.
از دشت، سبزی زندگی اش را خواستم، گفت : زندگی ات سبز تر از اوست.
از دریا بزرگی و آرامشش را خواستم، گفت : قلبت به اندازه اقیانوس است و آرامشت نیز.
از ماه تابندگی صورتش را خواستم، گفت: وقتی نگاهش می کنم خجل می شوم.
به فکر فرو رفتم من در قبال دستان گرمت، چشمان پاکت، سبزی زندگی ات، بزرگی و آرامش قلبت و صورت ماهت هیچ ندارم که به تو هدیه کنم جز...
این... بگیر نترس، می تپد برای تو و من چیزی ندارم جز قلبم!

                                

 

 

 

چشم وقتي زيباست که پر از اشک باشه

اشک وقتي زيباست که پر از عشق باشه

عشق وقتي زيباست که مال تو باشه

تو وقتي زيبايي که مال من باشي

عشق آن نیست که یک دل به صد عاشق دادن


من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو

به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو

من در اين دنيا دو چيز ميخواهم

يكي تو وديگري خوشبختي تو

من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم

يكي تو وديگري برای با تو موندن تا همیشه

دوستت دارم.

عاشق بی صدا

   




| + | نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 12:9 | نوشته شده توسط پیمان


 

به نام آنكه  عشق را آفريد  

خدايا تو بوسيده اي هيچگاه

لب سرخ فام زني مست را

خدايا تو پاشيده اي هيچگاه

ز چشم كسي خون به جاي نگاه

خدايا تو گرديده اي هيچگاه

بدنبال تابوتهاي سياه

دريغا تو احساس اگر داشتي

دلت را چو من مفت ميباختي

براي خود اي ايزد بي خداي

خداي دگر نيز مي سا ختي

بياييد خدا رو فراموش نكنيم

سالي خوب براي همه دوستان آرزو ميكنم

عاشق بی صدا




| + | نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 16:33 | نوشته شده توسط پیمان


سلام... 

سلامي به پاکي بي صداترين فرياد ها که

 حرمت سکوت دوستي ها را نمي شکند

 و به آرزوي وصلش پيوند مي زند.....

کاش آسمان حرف کوير را مي فهميد

و اشک خود را نثار گونه هاي خشک او مي کرد......

کاش در قاموص غصه ها معناي سنگين لبخند گم نمي شد....

کاش قلب هامان آنقدر خالص بود

 که دعاها قبل از پايين آمدن دست ها مستجاب مي شد.....

کاش واژه صداقت آنقدر با لب ها صميمي بود

که ديگر براي بيان کردنش نيازي به شهامت نبود.......

و کاش مرگ معني عاطفه را مي فهميد.

در پناه نيلوفرانه اي از عشق عاشق بمانيد

راز شقایق

شقایق گفت : با خنده نه بيمارم، نه تبدارم 
اگر سرخم چنان آتش حديث ديگري دارم
گلي بودم به صحرايي نه با اين رنگ و زيبايي
نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شيدايي
يکي از روزهايي که زمين تبدار و سوزان بود
و صحرا در عطش مي سوخت تمام غنچه ها تشنه
ومن بي تاب و خشکيده تنم در آتشي مي سوخت
ز ره آمد يکي خسته به پايش خار بنشسته
و عشق از چهره اش پيداي پيدا بود ز آنچه زير لب

مي گفت
شنيدم سخت شيدا بود نمي دانم چه بيماري
به جان دلبرش افتاده بود- اما-
طبيبان گفته بودندش
اگر يک شاخه گل آرد
ازآن نوعي که من بودم
بگيرند ريشه اش را و
بسوزانند
شود مرهم
براي دلبرش آندم
شفا يابد
چنانچه با خودش مي گفت بسي کوه و بيابان را
بسي صحراي سوزان را به دنبال گلش بوده
و يک دم هم نياسوده که افتاد چشم او ناگه
به روي من
بدون لحظه اي ترديد شتابان شد به سوي من
به آساني مرا با ريشه از خاکم جداکرد و
به ره افتاد
و او مي رفت و من در دست او بودم
و او هرلحظه سر را
رو به بالاها
تشکر از خدا مي کرد
پس از چندي
هوا چون کوره آتش زمين مي سوخت
و ديگر داشت در دستش تمام ريشه ام مي سوخت
به لب هايي که تاول داشت گفت:اما چه باید کرد؟
در اين صحرا که آبي نيست
به جانم هيچ تابي نيست
اگر گل ريشه اش سوزد که واي بر من
براي دلبرم هرگز
دوايي نيست
واز اين گل که جايي نيست ؛ خودش هم تشنه بود اما!!
نمي فهميد حالش را چنان مي رفت و
من در دست او بودم
وحالا من تمام هست او بودم
دلم مي سوخت اما راه پايان کو ؟
نه حتي آب، نسيمي در بيابان کو ؟
و ديگر داشت در دستش تمام جان من مي سوخت
که ناگه
روي زانوهاي خود خم شد دگر از صبر اوکم شد
دلش لبريز ماتم شد کمي انديشه کرد-آنگه-
مرا در گوشه اي از آن بيابان کاشت
نشست و سينه را با سنگ خارايي
زهم بشکافت
زهم بشکافت
اما ! آه
صداي قلب او گويي جهان را زيرو رو مي کرد
زمين و آسمان را پشت و رو مي کرد
و هر چيزي که هرجا بود با غم رو به رو مي کرد
نمي دانم چه مي گويم ؟ به جاي آب، خونش را
به من مي داد و بر لب هاي او فرياد
بمان اي گل
که تو تاج سرم هستي
دواي دلبرم هستي
بمان اي گل
ومن ماندم
نشان عشق و شيدايي
و با اين رنگ و زيبايي
و نام من شقايق شد
گل هميشه عاشق شد

           




| + | نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 11:24 | نوشته شده توسط پیمان


اگر...؟! 

اگر گاهی ندانسته به احساس تو خندیدم

و یا از روی خودخواهی فقط خود را قشنگ دیدم

اگر از دست من در خلوت خود گریه می کردی

اگر بد کردم و هرگز به روی خود نیاوردم

اگر تو مهربان بودی و من نامهربان بودم

برای دیگران بهار و برای تو خزان بودم

اگر تو با تحمل گله از خودخواهی ام کردی

اگر زجری کشیدی تو گاهی از زبان من

اگر رنجیده خاطر گشتی از لحن بیان من

                              گناهم را ببخش

گناهم را ببخش  

                                                گناهم را ببخش

                                 ساحل نشین قلب پر مهرتان عاشق بی صدا

                           




| + | نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 13:17 | نوشته شده توسط پیمان


عشقت را ببخش 

ارزشت را با مقایسه کردن خود با دیگران پایین نیاور،زیرا همه ما با یکدیگر متفاوتیم.

اهداف و آرزوهایت رابا توجه به آنچه که دیگران،با اهمیت تصور می کنند؛تعیین نکن،زیرا فقط تو میدانی که چه چیزی برایت بهترین است.

با زندگی کردن در گذشته یا آینده،زیستن در زمان حالرا از دست نده.حتی اگر یک روز در زمان حال زندگی کنی،همه روزهای عمرت را زیسته ای.

هنگامی که هنوز چیزی برای بخشیدن داری،هرگز نا امید نشو.

هیچ چیز واقعا به پایان نمیرسد تا لحظه ای که خودت دست از تلاش برداری.

از مواجه شدن با خطرات نترس؛زیرا بدین ترتیب فرصت می یابی که بیاموزی چقدر باید شجاع باشی.

با گفتن اینکه؛یافتن عشق غیر ممکن است مانع ورود عشق به زندگی خود نشو.

سریع ترین راه دریافت عشق،بخشیدن آن به دیگران است.

سریع ترین راه از دست دادن آن،محکم نگاه داشتن آن است.

رویاهای خود را رها نکن.بدون رویا بودن یعنی بدون امید بودن و ناامیدی یعنی اینکه که هیچ هدفی نداری.

زندگی یک مسابقه نیست،بلکه سفری است که هر قدم از مسیر آن را بایدلمس کرد وچشید

.




| + | نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 13:2 | نوشته شده توسط پیمان


 

بنام او که وجودش صفاست عهدش وفاست ومحبتش کیمیا ست

 

عشق را نکش ...

مرگ با زبان خاردارش تن او را می لیسید .

او زنی را که به جان دوست داشته کشته است وازاین رو سزاوار مرگ است .

بگذار این نکته نغز آویزه ی

گوشت باشد که :

« هر کس آنچه را دوست می دارد می کشد !...»

گروهی با نگاه ، پاره ای باچرب زبانی ، فرومایگانی با بوسه ، دریادلان با عقب گردی که نشان استغناست .

گروهی عشق خویش را در تابستان جوانی می کشند و برخی درهنگامه ی پیری ...

زمانی که خزان در می زند، گروهی گلوگاه سپید دلدار را با پنجه های پولادین می فشارند !

و برخی با دست هائی که از آنها زر می ریزد ...

و آنان که مهربان تر و دلرحم ترند ، دشنه به کار می برند زیرا که دشنه سرمای مرگ را زودتر بر تن می نشاند .

برخی زمانی کوتاه دوست می دارند و پاره ای زمانی دیر پا ...

گروهی عشق را می فروشند و گروهی می خرند ...

اما هر کس آنچه را دوست دارد می کشد و با آنچه که از آن نفرت دارد ، کنار می آید !...

 

 

 
به نام تک مکانیک قلبهای تصادفی 
به نام تک نوازنده گیتار عشق
اگه يه روز من مُردم و تو منو دوست داشتي پنج شنبه ها بيا سرِ مزارم و گلِ سرخي رو  روي قبرم بذار تا هميشه اون گلي که بهت داده بودم رو به خاطرم بيارم ... ولي... اگه تو مُردي ... من فقط يه بار ميام مزارِت .. ميام و اون دسته گلِ سفيدِ مريم رو که با خون خودم سرخشون کردم ، برات هديه ميکنم وعاشقانه کنارت جون ميدم تا بدوني هيچ وقت تنها نيستي
          .............
 

خدا به آدم دو تا دست ، دو تا پا ، دو تا چشم و دو تا گوش داد ... ولي فقط يه دونه قلب داد . ميدوني چرا؟ چون قلب دوم تو رو به کسِ ديگه اي داد تا تو اونو پيدا کني
 
                ...........
 
  اشك زماني زيباست كه براي عشق باشد ؛ چشم زماني زيباست كه پر از اشك باشد ؛ عشق زماني زيباست كه براي تو باشد و تو زماني زيبايي كه براي من باشي
                     ............
 
به شيشه گفتم دوستت دارم ، شيشه شکست .. به گل گفتم دوستت دارم ، گل پژمرد .. به دريا گفتم دوستت دارم ، دريا خوشکيد ... هالا به تو ميگم دوستت دارم
(هواي خودتو داشته باش)
 
                       .........
 

آهاي بهانه ي قشنگ زندگيم . سلام 
    خيلــــي دوست دارم  
     فقط همين



| + | نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 14:0 | نوشته شده توسط پیمان


حسادت
حسادت می کنم به رنگ ديوار، وقتی اتفاقی سايش بدنت به پوستش را حس می کند.
حسادت می کنم به آفتاب، وقتی با نوازش آرام پوستت به تو گرمی ميبخشد.
حسادت می کنم به برگ گياه، وقتی در گلدان آرام گرفته و حرکت تو از کنارش او را هيجان زده می کند و
بی تاب و چرخان.
و حسادت می کنم به پدرت، وقتی در زير نور گرم به او لبخند ميزنی.
و به مادرت هم، وقتی چند لحظه پيش از خواب به ياد تو لبخند ميزند.
و به تختت که همه روز به هم آغوشی شبت پريشان و بهم ريخته است.
و به فرش که چند تار مويت را ميان پرزهايش نگه ميدارد و به سادگی هم پس نمی دهد.
و به اتاقت که لذت بودن با تو را هميشه می چشد.
و به آينه ات که هر روز گرمی نگاهت را حس می کند .
و به کوچه ات، درختهای باغچه ، چشمهايت وبه خودت، به خدايت و به اين قلم که از تو گفت
 
******************************
حسادت مي كنم به چشمان معصومت كه هميشه از آنها عشق تو را درك كرده ام  تقديم به
چشمانتs
 
 
 



| + | نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 12:12 | نوشته شده توسط پیمان




فهرست اصلی
موضوعات
لينكستان
کیوان sh
سایت ترانه ها
کامبیز
دلهای شیشه ای
آخرین معشوق
شکست عشق
سکوت شب
پسر ... جهنمی ... رشت
دانلود برنامه.عکس.موبایل.مطالب جالب
دیکشنری آنلاین
بچه فضولی نکن
سرگرمی/عشق/عکس های مجاز و...........
آهنگهای رپ
دلتای مهر
عاشقانه
خانه عشق ایمان
عشق صدای فاصله هاست.....
دانلود جدیدترین آهنگها
سایت رسمی چوپی فه تاح
دانلود آهنگ(صوتی&تصویری)
تست خودشناسی
عکسهای عاشقانه
دانلود آهنگ از سایت سرزمین
عمو جون
دانلود آهنگهای باحال (تک آهنگ)
دانلود جديدترين تك آهنگها
بهترین وب سایت داتلود موزیک
ارشیو کامل موسقی های ایرانی
آرشیو کامل آلبوم های امید
جدید ترین البوم خوانندگان در هوای تازه
هر چی بخوای نرم افزار اینجاست
کد مخفی گوشی های نوکیا سونی اریکسون و سامسونگ
افزایش کیفیت گوشی های سونی اریکسون
آموزش تصویری تعویض قاب گوشی سونی اریکسون
برنامه های توپ سونی اریکسون در وبلاگ مهندث
نرم افزار هک موبایل با بلوتوث ( تست شده )
آهنگهاي جديد در عاشقي و تنهايي
فقط فیلم سکسی
Sibel Can - Aksam Sefasi
آموزش هک موبایل و سوزاندن گوشی
دنیای هک موبایل نرم افزار و کلیپ
کد آهنگ برای وبلاگ
بزرگترین مرکز ساخت کد آهنگ وبلاگهایتان
جاده خاکی
كامل ترين مرجع خطاهای مودم
مصاحبه با یانگوم در تلویزیون؟
دختر بدسیگنال
عکسهای دخترهای ناز ایرانی
پسران و دختران ايروني
ترفند
موبایل طلایی
موبایل و کامپیوتر
زیباترین قالبهاي روز
فيلتر شكن هاي قوي
آلبوم حسین ابلیس
بزرگترین سایت رپ
گلي از سعيد شايسته
ساسي مانكن
امين دالتون
حسام استيپس
اهنگهاي جديد در اكسلنت
جديد ترين اهنگ هاي رپ
سايت مقلات آماري ايران
تست هوش IQ
تست هوش 30 دقيقه اي
تست هوش دكتر رهام صادقي
فقط دانلود
بیش از 100نوع از کلید های میانبر در ویندوز XP
ترفندهايي براي حرفه‌اي‌ها در Windows XP
تمامي قسمت هاي سيستم عامل Windows
مجموعه مقالات تخصصی نرم افزار - 500 مقاله
روح و بقاء آن پس از مرگ از ديدگاه قرآن
موسقي و اهنگهاي جديد
مقالات و جزوه های درسی رشته کامپیوتر
کانون دانش (بانک مقالات)
دانلود آهنگ هاي رپ فارسي در سايت كوچولو
دانلود جديد اهنگ ها
جديديترين آهنگها در قلبها.ارگ
جديدترين البوم هاي خوانندگان در irtaraneh
مقالات تخصصي رايانه
كد استندباي كردن ويندوز ايكس پي چيست؟
باز كردن قفل فراموش شده گوشیهای نوکيا
ارسال مسیج با بلوتوث تا شعاع 100 متر!
باز كردن قفل فراموش شده گوشیهای نوکيا
تم موبايل و کامپيوتر و آهنگ هاي جديد جدید جدید
وديو كليپ آنلاين
جديدترين عكس ها
عکس هایی از سوپراستارهای کشتی کج
بهترين سايت دانلود اهنگ هاي خارجي
دانلود جدیدترین آهنگ های ایرانی وووووو خارجی
انواع sms ها
البوم عاشقم از شهره
ترفند های کامپیوتر و گوشی ریجستری
سایت ftp رایگان
دانلود برنامه های توپ
دانلود اهنگ های سریال ویکتوریا
آلبوم بهنام صفوی با نام عشق من باش 88/07/17
سریعترین دیکشنری آن لاین (لغت به لغت)
داستان های جالب علیرضا
یه سایت توپ
همه چیز در مورد مورتال کمبت
بازی سگا
کاملترین مرجع بازی های سگا
اصلاع از قبض دوره و میان دوره همراه اول
سایت مبدل های پلی استیشن
بهترین سایت دانلود بازی های پلی استیشن
دانلود سریال قهوه تلخ
راز هدیه دادن گل
سایتی برای تمام نیازمندیها
خرید اینترنتی ساعت مخصوص شنا
تم ویندوز 7
ترفندستان
بازی تست تمرکز
دانلود اهنگ های شجریان
وب سایت رسمی حجت درولی
آرشیو
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
طراح قالب
تيم طراحان حرفه اي قالب وبلاگ
website: www.parstheme.com
طراح: bizarar
مترجم: امیرحسین رهبری
Pro Designer Template Blog
قالب وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی کد جاوا

قالب های رایگان

چی میخوای دات کام

__ asisam76 __

لینک های خودتان را اینجا قرار دهید

آموزش ساخت قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

قالب های رایگان

چی میخوای دات کام

__ asisam76 __

لینک های خودتان را اینجا قرار دهید

کپي برداري از مطالب سايت فقط با ذکر منبع مجاز مي باشد
All Rights Reserved 2006 © by
http://payeshghe.blogfa.com
This Themplate Rendition By
ParsTheme AND Bizarar

www.ParsTheme.com

template id : download template name : Download 2

payeshghe

پیمان

http://payeshghe.blogfa.com

عاشق بی صدا

به چشمان مهربان تو مینویسم حکایت بی انتهای عشق را تا بدانی که محبت وعشق را در چشمان تو آموختم و آغاز کردم به پاکی چشمانت قسم که تا ابد دوستت دارم...!
Feed Template : RSS THEME Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design blog design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Free rtl Blog Templates Template Design Group Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Free Persian Blog Templates.